
فکر میکردم که چه خوب که استرسی برای کنکور ندارم. داشتم با ذوقی که من را در پوستم جا نمیداد تست میزدم و مرور میکردم که پیام سازمان سنجش رسید و من به طرفهالعینی نفسم بند آمد و بدنم میلرزد و ... آدمی بندهی این اکتسابات است به یقین. صبح که کمی حالم خوب نبود نشستم هایکو خواندم و از ذن و اینها. راستش برای انسان بی دین و بی پشتوانهی ماورالطبیعی احتمالا تنها دستاویز همین آموزههای شرقی و ذن هست تا کمی آدمی را از این کثافت مردابگونهی زندگی بیرون بکشد و نفسی تازه کنیم، آن هم در این اوضاع اقتصادی که و...
ادامه مطلب
اون جوکی بود که میگفت معتاد نبودم و فقط روزهای تعطیل میکشیدم، که خورد به رحلت عمام. حالا حکایت منه که سیگاری نبودم و گهگاه دو نخ میکشیدم، که خورد به کنکور :/ بخوانید...
ادامه مطلب
از برجستهترین بیانها در باب دوست داشتن و یا عشق و اینجور روابط شدید احساسی میان آدمیان این شعر از شاملو است که میگوید: «آنکه میگوید دوستت میدارم، خنیاگر غمگینیست که آوازش را از دست داده است» من فکر میکنم تأکید در این نقل بر مثال خنیاگر برای این است تا بعد احساسات تشدید شدهی فرد را به واسطهی فقدانی که در درونش به عنوان نوازنده احساس می کند نشان دهد و بگوید که آنها که میگویند دوستت میدارم یک فقدان وجودی در خود دارند، یک حفرهی تسامحا هویتی که میخواهند با آن دوست داشتن و نزدیکی و ع...
ادامه مطلب