لیس فی الدار غیر نفسی دیّار
حال خوبی ندارم، مثل مجنونها میمانم. بدنبال گریزگاهی برای این تنهایی و بی کسی میگردم. درد و سوزش معده دارم و عاطل و باطل دور خودم میگردم.
رو تخت تنم یک رباط مچالهست
درد هنوز کرختم نکرده و به هرچیزی دست میبرم تا مسکنی برلی دردم بشه.
درد دارم. درد جدایی و تنهایی و بیکسس.
خودم خواسته بودم. باید طاقت بیارم تا بزرگ بشم
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 121