دیشب محزون بودم، حزنی گنگ به بهانهی نامجو بود یا چه نمیدانم. شب خواب استاد را دیدم، با او زمانی را گذراندم و بوسیدمش و تمام. بیدار شدم از شوق خوابم نمیبرد، نیم ساعتی غرق خواب قبلی بودم.
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 115